بروشور یک مرجع آموزشی است و جای پزشک را نمی‌گیرد.در موارد اورژانسی فوراً با اورژانس تماس بگیرید.
بروشورمرجع فارسی بروشور دارو
تصویر شاخصِ نسخهٔ نارسایی قلبی با کسر جهشی کاهش‌یافته
نسخهٔ دارویی · قلب و عروق

نارسایی قلبی با کسر جهشی کاهش‌یافته

Heart Failure with Reduced Ejection Fraction (HFrEF)
دسته قلب و عروقداروهای کلیدی ۱۶

نارسایی قلبی با کسر جهشی کاهش‌یافته (HFrEF) در نتیجهٔ افت پیشروندهٔ عملکرد سیستولیک بطن چپ (EF≤۴۰٪) رخ می‌دهد و بدون درمان دارویی هدفمند، با نرخ بالای بستری مکرر و مرگ‌ومیر همراه است. منطق درمان دارویی مدرن بر پایهٔ «چهار رکن» استوار است: مهار سیستم رنین-آنژیوتانسین (ACEI/ARB/ARNI)، بتابلاکر، آنتاگونیست گیرندهٔ مینرالوکورتیکوئید (MRA) و مهارکنندهٔ SGLT2؛ ترکیب هم‌زمان این چهار گروه بقا را افزایش و بستری ناشی از نارسایی قلبی را کاهش می‌دهد.

در یک نگاهچکیدهٔ نسخه
هدف درمان

کاهش مرگ‌ومیر و بستری قلبی، بهبود کلاس عملکردی NYHA و ارتقای EF از طریق بازسازی مطلوب بطن چپ

خط اول دارویی

شروع هم‌زمان چهار رکن دارویی با دوز پایین: ACEI (enalapril/lisinopril)، بتابلاکر (bisoprolol/carvedilol/metoprolol succinate)، spironolactone و SGLT2i (dapagliflozin/empagliflozin)

نکتهٔ ایمنی کلیدی

بتابلاکر فقط در بیمار یووولمیک آغاز شود و تنها فرم metoprolol succinate با رهاسازی طولانی (نه tartrate) شواهد HFrEF دارد؛ در ترکیب ACEI با spironolactone پایش دقیق K+/GFR الزامی است

چه‌زمان ارجاع

افت فشار علامت‌دار، K+ بالای ۵.۵، افت شدید GFR، یا EF≤۳۵٪ پس از سه ماه درمان بهینه — ارجاع برای ارزیابی ICD/CRT یا مراکز نارسایی قلبی پیشرفته

داروهای این نسخه

هر دارو به بروشور کاملِ آن در بروشور پیوند دارد — دوز، عوارض، تداخل و برندهای ایران.

انالاپریلenalaprilخط اول - ACEIلیزینوپریلlisinoprilخط اول - ACEI (جایگزین تک‌دوز روزانه)بیزوپرولولbisoprololخط اول - بتابلاکرکارودیلولcarvedilolخط اول - بتابلاکرمتوپرولول سوکسیناتmetoprolol succinateخط اول - بتابلاکر (فقط فرم رهاسازی طولانی/ER؛ tartrate جایگزین آن نیست)اسپیرونولاکتونspironolactoneخط اول - MRAداپاگلیفلوزینdapagliflozinخط اول - SGLT2iامپاگلیفلوزینempagliflozinخط اول - SGLT2iفوروزمایدfurosemideدیورتیک لوپ، کنترل احتقانلوزارتانlosartanجایگزین ACEI (ARB) در عدم تحملساکوبیتریل-والزارتانsacubitril/valsartanARNI، جایگزین یا ارتقای ACEI/ARBهیدرالازینhydralazineترکیب با نیترات در عدم تحمل ACEI/ARB/ARNIایزوسورباید دی‌نیتراتisosorbide dinitrateترکیب با hydralazine در عدم تحمل ACEI/ARB/ARNIدیگوکسینdigoxinکنترل علامتی، به‌ویژه با فیبریلاسیون دهلیزی همراهآیوابرادینivabradineکنترل ضربان قلب در تشدید درمان (EF≤۳۵٪، ریتم سینوسی، ضربان≥۷۰ علی‌رغم حداکثر دوز بتابلاکر)وریسیگواتvericiguatتشدید درمان در نارسایی روبه‌وخامت با وجود درمان بهینهٔ چهاررکنی (EF<۴۵٪، بستری/دیورتیک وریدی اخیر)
۰۱

هدف درمان و آستانهٔ شروع

هدف اصلی، کاهش مرگ‌ومیر و بستری قلبی، بهبود کلاس عملکردی NYHA و در بسیاری موارد بازگشت بازسازی بطنی (reverse remodeling) و ارتقای EF است؛ هدف دوز، رسیدن به حداکثر دوز قابل‌تحمل هر دارو است، نه یک عدد ثابت. آستانهٔ شروع درمان، تأیید تشخیصیِ EF≤۴۰٪ با اکوکاردیوگرافی است (پپتیدهای ناتریورتیک BNP/NT-proBNP نقش کمکی-تشخیصی دارند)؛ در این نقطه، مستقل از شدت علائم یا کلاس NYHA حتی در بیمار کم‌علامت، شروع هر چهار رکن دارویی توصیه می‌شود و تأخیر به بهانهٔ کم‌علامت‌بودن توجیه ندارد.

۰۲

خط اول دارویی

خط اول، شروع هم‌زمان یا نزدیک‌به‌هم‌زمانِ چهار گروه دارویی با دوز پایین است، نه تیتراسیون کامل یک دارو پیش از افزودن بعدی. مهارکنندهٔ آنزیم مبدل آنژیوتانسین با enalapril (شروع ۲.۵ mg دو بار در روز) یا lisinopril (شروع ۲.۵ تا ۵ mg یک بار در روز) آغاز و هر ۱ تا ۲ هفته دو برابر می‌شود تا دوز هدف یا حداکثر قابل‌تحمل؛ پیش از هر افزایش دوز، فشار خون، کراتینین و K+ بررسی می‌شود. بتابلاکر — که در HFrEF فقط سه مولکول شواهد کاهش مرگ‌ومیر دارند: bisoprolol، carvedilol و metoprolol succinate با رهاسازی طولانی — در بیمار یووولمیک (بدون احتقان حاد) با دوز بسیار پایین آغاز می‌شود: bisoprolol با ۱.۲۵ mg یک بار در روز، carvedilol با ۳.۱۲۵ mg دو بار در روز، یا metoprolol succinate با ۱۲.۵ تا ۲۵ mg یک بار در روز تا دوز هدف ۲۰۰ mg یک بار در روز؛ تیتراسیون هر سه کندتر از ACEI است، معمولاً هر ۲ تا ۴ هفته. spironolactone با ۱۲.۵ تا ۲۵ mg یک بار در روز آغاز می‌شود، مشروط به GFR و K+ قابل‌قبول پایه. dapagliflozin یا empagliflozin هرکدام با دوز ثابت ۱۰ mg یک بار در روز، بدون نیاز به تیتراسیون و مستقل از وجود دیابت، شروع می‌شوند.

نکتهٔ بالینی: در HFrEF فقط فرم succinate با رهاسازی طولانی از metoprolol شواهد کاهش مرگ‌ومیر دارد؛ metoprolol tartrate با رهاسازی فوری معادل آن نیست و نباید جایگزین succinate شود.
۰۳

درمان ترکیبی و تشدید درمان

محور درمان امروزیِ HFrEF، رسیدن سریع به هر چهار رکن دارویی طی چند هفته است، نه تیتراسیون طولانیِ یک‌به‌یک. توالیِ رایج: آغاز هم‌زمان ACEI و SGLT2i، افزودن بتابلاکر در ویزیت بعدی در صورت پایداری همودینامیک، و افزودن spironolactone به‌محض ایمن‌بودن K+/GFR؛ توالیِ دقیق بر اساس فشار خون، ضربان قلب و وضعیت حجمی قابل‌تغییر است. ترکیب هم‌زمان چهار رکن در کارآزمایی‌های محوری اثر افزایشی بر کاهش مرگ‌ومیر داشته و امروز استاندارد مراقبت است، نه گزینه‌ای اختیاری برای موارد شدید. در ترکیب ACEI با spironolactone، خطر هایپرکالمی افزایشی است و پایش K+ نزدیک‌تر لازم می‌شود. اگر احتقان با وجود درمان چهاررکنی باقی بماند، furosemide برای رسیدن به یووولمی افزوده یا تیتره می‌شود؛ این دارو صرفاً کنترل‌کنندهٔ علامت است و شواهد کاهش مرگ‌ومیر ندارد، اما تیتراسیون ایمنِ سایر داروها را تسهیل می‌کند. در بیمار همچنان علامت‌دار پس از دوز هدفِ چهار رکن، تشدید درمان شامل تبدیل ACEI/ARB به ARNI، افزودن ivabradine در بیمار با EF≤۳۵٪، ریتم سینوسی و ضربان≥۷۰ علی‌رغم حداکثر دوز قابل‌تحمل بتابلاکر، یا ارجاع برای ارزیابی ICD/CRT است. در بیمار با EF<۴۵٪ و روند روبه‌وخامت (بستری یا نیاز به دیورتیک وریدی اخیر) با وجود درمان بهینهٔ چهاررکنی، افزودن vericiguat برای کاهش خطر مرگ‌ومیر قلبی-عروقی و بستری مجدد گزینهٔ دیگری است؛ با دوز پایین آغاز و تدریجاً تا حداکثر دوز قابل‌تحمل (هم‌زمان با غذا) تیتره می‌شود و افت فشار خون شایع‌ترین محدودیت آن است.

۰۴

خط دوم و جایگزین‌ها

در عدم تحمل ACEI به‌دلیل سرفهٔ خشک یا آنژیوادم، جایگزین یک ARB مانند losartan است؛ ACEI و ARB هرگز هم‌زمان تجویز نمی‌شوند. ARNI با ترکیب sacubitril/valsartan، به‌جای ACEI/ARB در بیمار همچنان علامت‌دار یا از ابتدا به‌عنوان ترجیح، با کاهش بیشترِ بستری نسبت به ACEI به‌تنهایی به‌کار می‌رود؛ در تبدیل از ACEI، فاصلهٔ حداقل ۳۶ ساعت پس از قطع آن به‌دلیل خطر آنژیوادم رعایت می‌شود. در عدم تحمل ACEI/ARB/ARNI یا در بیمار سیاه‌پوست همچنان علامت‌دار، ترکیب hydralazine و isosorbide dinitrate جایگزین یا مکمل است. digoxin برای کنترل علامتی، به‌ویژه همراه با فیبریلاسیون دهلیزی، در خط‌های بعدی قابل‌افزودن است. میان سه بتابلاکر شواهددار، carvedilol در فشار خون بالای همراه ترجیح دارد، bisoprolol در بیماری انسدادی ریه تحمل بهتری دارد و metoprolol succinate در دسترس‌ترین و کم‌هزینه‌ترین گزینه است.

۰۵

جدول دوز داروها

دارودوز شروعحداکثر/هدفنکته
enalapril۲.۵ mg دو بار در روز۱۰-۲۰ mg دو بار در روزتیتراسیون هر ۱-۲ هفته؛ پایش فشار خون، کراتینین، K+
lisinopril۲.۵-۵ mg یک بار در روز۲۰-۴۰ mg یک بار در روزجایگزین تک‌دوزِ روزانهٔ enalapril
bisoprolol۱.۲۵ mg یک بار در روز۱۰ mg یک بار در روزفقط در بیمار یووولمیک شروع شود؛ تیتراسیون هر ۲-۴ هفته
carvedilol۳.۱۲۵ mg دو بار در روز۲۵ mg دو بار در روز (تا ۵۰ mg در وزن>۸۵kg)با غذا مصرف شود؛ پایش افت فشار وضعیتی
metoprolol succinate۱۲.۵-۲۵ mg یک بار در روز۲۰۰ mg یک بار در روزفقط فرم succinate با رهاسازی طولانی (ER)؛ tartrate جایگزین آن نیست
spironolactone۱۲.۵-۲۵ mg یک بار در روز۲۵-۵۰ mg یک بار در روزپایش K+/GFR طیِ هفتهٔ اول و سپس دوره‌ای؛ احتیاط در GFR<30
dapagliflozin۱۰ mg یک بار در روز۱۰ mg یک بار در روز (بدون تیتراسیون)مستقل از دیابت؛ احتیاط در خطر کاهش حجم و DKA
empagliflozin۱۰ mg یک بار در روز۱۰ mg یک بار در روز (بدون تیتراسیون)مشابه dapagliflozin؛ در GFR بسیار پایین با نظر متخصص
furosemideفردی‌سازی‌شده بر اساس وضعیت حجمیحداقل دوز مؤثر برای یووولمیفقط کنترل احتقان؛ بدون اثر اثبات‌شده بر مرگ‌ومیر
۰۶

گروه‌های خاص

در نارسایی کلیه، ACEI/ARB و spironolactone در GFR پایین با احتیاط و دوز پایین‌تر آغاز می‌شوند و پس از هر تغییر دوز، کراتینین/K+ کنترل می‌شود؛ افزایش خفیف تا متوسط کراتینین پس از شروع ACEI قابل‌انتظار است و به‌تنهایی دلیل قطع دارو نیست، اما GFR بسیار پایین یا هایپرکالمی مقاوم محدودکنندهٔ MRA است. SGLT2i در طیف وسیعی از GFR، حتی نسبتاً پایین، قابل شروع و ادامه است؛ در افت شدید GFR یا دیالیز، نیازمند نظر متخصص است. در نارسایی کبد، carvedilol در اختلال شدید با احتیاط و spironolactone در احتقان کبدی یا آسیت با پایش دقیق‌ترِ الکترولیت تجویز می‌شود. در بارداری، ACEI، ARB و ARNI به‌دلیل سمیت جنینی منع مطلق دارند و باید بی‌درنگ قطع شوند؛ spironolactone به‌دلیل اثر ضدآندروژنیک اجتناب می‌شود؛ SGLT2i داده کافی ندارد و توصیه نمی‌شود؛ بتابلاکر و furosemide در صورت ضرورت با احتیاط قابل‌استفاده‌اند. در سالمند، اصل «شروع کم، افزایش آهسته» با پایش دقیق‌ترِ افت فشار وضعیتی و عملکرد کلیه رعایت می‌شود. HFrEF در کودک نهادی متفاوت با دوزهای وزن-محورِ اختصاصیِ اطفال دارد و خارج از چارچوب دوزهای بزرگسال است.

۰۷

پایش، تداخل و ارجاع

پایش پایه شامل الکترولیت و کراتینین/GFR پیش از شروع، ۱ تا ۲ هفته پس از هر تغییر دوز ACEI/ARB/ARNI/MRA و سپس دوره‌ای (هر ۳ تا ۶ ماه در بیمار پایدار) است؛ ضربان قلب و فشار خون در هر ویزیتِ تیتراسیون بتابلاکر بررسی و وزن روزانه برای کشف زودهنگام احتقان توصیه می‌شود؛ اکوی پیگیری ۳ تا ۶ ماه پس از دوز بهینه، برای ارزیابی EF و تصمیم دربارهٔ ICD/CRT انجام می‌شود. تداخل‌های مهم: NSAID اثر ACEI و دیورتیک را خنثی و احتباس مایع/آسیب کلیه را تشدید می‌کند؛ ترکیب هم‌زمان ACEI+ARB+MRA به‌دلیل خطر هایپرکالمی توصیه نمی‌شود؛ مکمل پتاسیم یا نمکِ جایگزینِ حاویِ پتاسیم با spironolactone خطر هایپرکالمی دارد؛ بتابلاکر با وراپامیل یا دیلتیازم خطر برادی‌کاردی و بلوک هدایتی دارد و در HFrEF اجتناب می‌شود؛ vericiguat با نیترات‌ها یا مهارکننده‌های PDE5 (مانند سیلدنافیل) خطر افت فشار شدید دارد و ترکیب هم‌زمان منع مصرف دارد.

نکته بالینی: در بیمار تازه‌تشخیص HFrEF، تأخیر در شروع هم‌زمان چهار رکن دارویی به بهانهٔ «ابتدا یک دارو تا دوز هدف، سپس بعدی» توصیه نمی‌شود؛ شروع زودهنگامِ هر چهار گروه با دوز پایین و تیتراسیونِ موازی، بقا را بهتر از تأخیر تضمین می‌کند.

موارد ارجاع/هشدار:

  • علائم احتقان حاد یا ادم ریوی، تنگی‌نفس در حال استراحت یا افت اشباع اکسیژن — با اورژانس تماس بگیرید
  • افت فشار علامت‌دار (سرگیجه یا سنکوپ) یا برادی‌کاردی/بلوک هدایتی هنگام تیتراسیون بتابلاکر
  • K+ بالای ۵.۵ mEq/L یا افت شدید و پیش‌رونده GFR پس از شروع یا افزایش دوز ACEI/ARB/MRA
  • EF≤۳۵٪ با وجود سه ماه درمان دارویی بهینه — ارجاع برای ارزیابی ICD/CRT
  • علائم پیش‌رونده یا بستری‌های مکرر با وجود درمان بهینه — ارجاع به مرکز نارسایی قلبی پیشرفته
  • بروز فیبریلاسیون دهلیزی جدید یا آریتمی بطنی علامت‌دار
۰۸

پرسش‌های پرتکرار

۰۱آیا باید ابتدا ACEI را تا دوز هدف تیتره کرد و سپس بتابلاکر را افزود؟
خیر. رویکرد امروزی شروع هم‌زمان یا نزدیک‌به‌هم هر چهار رکن دارویی با دوز پایین است، نه تیتراسیون کامل یک دارو پیش از افزودن بعدی؛ تأخیر در دستیابی به هر چهار گروه، مزیت بقای بیمار را کاهش می‌دهد.
۰۲در بیمار HFrEF بدون دیابت، آیا SGLT2i اندیکاسیون دارد؟
بله. dapagliflozin و empagliflozin مستقل از وجود دیابت، صرفاً بر اساس تشخیص HFrEF (EF≤۴۰٪) اندیکاسیون دارند و با دوز ثابت ۱۰ mg یک بار در روز، بدون نیاز به تیتراسیون، تجویز می‌شوند.
۰۳هایپرکالمی ناشی از ترکیب ACEI و spironolactone چگونه پایش می‌شود؟
K+ و GFR پیش از شروع و ۱ تا ۲ هفته پس از هر تغییر دوز کنترل می‌شود؛ در K+ بالای ۵.۵ mEq/L یا افت قابل‌توجه GFR، کاهش دوز یا قطع موقت spironolactone و پرهیز از مکمل پتاسیم یا نمک جایگزین توصیه می‌شود.
۰۴چه زمانی بیمار HFrEF باید برای ارزیابی ICD/CRT ارجاع شود؟
در بیماری با EF≤۳۵٪ که با وجود حداقل سه ماه درمان دارویی بهینه (چهار رکن با دوز هدف یا حداکثر قابل‌تحمل) هنوز EF پایین باقی مانده، ارجاع برای ارزیابی دستگاه (ICD/CRT) توصیه می‌شود.

این‌جا جای نسخهٔ پزشک را نمی‌گیرد

این صفحه یک مرجع آموزشیِ دارودرمانی است؛ تجویز، دوز و مدت درمان باید بر پایهٔ معاینه و شرایط هر بیمار و به‌دست پزشک تعیین شود. خوددرمانی نکنید.

منبع و بازبینی

بر پایهٔ گایدلاین:دستورالعمل ۲۰۲۲ ACC/AHA/HFSA برای مدیریت نارسایی قلبیبه‌روزرسانی متمرکز ESC ۲۰۲۳ نارسایی قلبی حاد و مزمن (بر پایهٔ دستورالعمل ۲۰۲۱)مسیر تصمیم اجماعی متخصصان ACC ۲۰۲۴ برای درمان HFrEF

بازبینی علمی: دکتر حمیدرضا خسروآبادی، پزشک — آخرین بازبینی: ۱۴۰۵/۰۶

این راهنما آموزشی و بر پایهٔ گایدلاین‌های معتبر تدوین شده و جای معاینه، تشخیص و نسخهٔ پزشک را نمی‌گیرد؛ دوز نهایی را پزشک بر پایهٔ وضعیت بیمار تعیین می‌کند.