بروشور یک مرجع آموزشی است و جای پزشک را نمی‌گیرد.در موارد اورژانسی فوراً با اورژانس تماس بگیرید.
بروشورمرجع فارسی بروشور دارو
تصویر شاخصِ نسخهٔ صرع
نسخهٔ دارویی · اعصاب و روان

صرع

Epilepsy
دسته اعصاب و روانداروهای کلیدی ۶

صرع (epilepsy) اختلالی مزمن در عملکرد الکتریکی مغز است که با تخلیه‌های نورونی بیش‌فعال و همگام‌شده، به شکل حملات تشنجی راجعه و خودبه‌خودی بروز می‌کند. هدف درمان دارویی، سرکوب تحریک‌پذیری نورونی برای پیشگیری از عود حمله با کمترین عارضهٔ دارویی است. انتخاب داروی ضدتشنج بر اساس نوع حمله، سندرم صرعی، سن، جنس، پتانسیل باروری و بیماری زمینه‌ای صورت می‌گیرد.

در یک نگاهچکیدهٔ نسخه
هدف درمان

کنترل کامل حملات تشنجی با کمترین عارضهٔ دارویی و حفظ کیفیت زندگی

خط اول دارویی

فوکال: levetiracetam یا lamotrigine؛ ژنرالیزه: سه گزینهٔ هم‌ارز valproate، lamotrigine و levetiracetam طبق NICE

نکتهٔ ایمنی کلیدی

تراتوژنیسیتی بالای valproate؛ در زنان/دختران با پتانسیل باروری فقط تحت برنامهٔ پیشگیری از بارداری

چه‌زمان ارجاع

تشنج طولانی یا وضعیت صرعی، صرع مقاوم به دو داروی مناسب، راش شدید پس از lamotrigine/carbamazepine، یا علائم مسمومیت دارویی

داروهای این نسخه

هر دارو به بروشور کاملِ آن در بروشور پیوند دارد — دوز، عوارض، تداخل و برندهای ایران.

۰۱

هدف درمان و آستانهٔ شروع

هدف درمان، قطع کامل حملات با کمترین عارضه و حفظ کیفیت زندگی است؛ کاهش صرف تعداد حملات کافی نیست، مگر در صرع مقاوم به درمان (drug-resistant epilepsy). طبق تعریف بالینی ILAE، آغاز درمان مزمن معمولا پس از دومین حملهٔ بدون عامل تحریک‌کننده (unprovoked) با فاصلهٔ بیش از ۲۴ ساعت توصیه می‌شود؛ در حملهٔ اول نیز با خطر عود بالا (ناهنجاری صرعی‌شکل در EEG، ضایعهٔ ساختاری در MRI، معاینهٔ عصبی غیرطبیعی یا الگوی شبانه)، شروع درمان توجیه دارد. تعیین نوع حمله (فوکال در برابر ژنرالیزه) پیش از انتخاب دارو الزامی است.

نکته بالینی: carbamazepine و phenytoin در صرع‌های ژنرالیزهٔ ابسانس و میوکلونیک می‌توانند حملات را تشدید کنند و در این سندرم‌ها انتخاب مناسبی نیستند.
۰۲

خط اول دارویی

برای صرع‌های فوکال، levetiracetam و lamotrigine به دلیل طیف اثر گسترده، تداخل دارویی محدود و تحمل‌پذیری مناسب، خط اول ترجیحی‌اند.

در صرع‌های ژنرالیزه (تونیک-کلونیک/میوکلونیک/ابسانس)، طبق NICE NG217، valproate، lamotrigine و levetiracetam هر سه مونوتراپی خط اول هم‌ارزند؛ در بازوی ژنرالیزهٔ SANAD II، valproate از نظر بالینی و cost-effectiveness برتر از levetiracetam و مؤثرترین گزینه بود. با این‌حال، به‌دلیل تراتوژنیسیتی بالای valproate (شکاف عصبی-نخاعی، اختلال نوروتکاملی)، در زنان/دختران با پتانسیل باروری طبق برنامهٔ پیشگیری از بارداری باید از آن پرهیز و lamotrigine یا levetiracetam جایگزین شود.

levetiracetam: شروع با ۵۰۰ mg دو بار در روز؛ در صورت نیاز، دوز هر ۱ تا ۲ هفته به میزان ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ mg در روز افزایش می‌یابد تا دوز نگهدارندهٔ معمول ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ mg در روز در دو دوز منقسم.

lamotrigine: به دلیل خطر راش پوستی و سندرم استیونس-جانسون (Stevens-Johnson syndrome)، تیتراسیون باید کند و مرحله‌ای باشد: شروع با ۲۵ mg در روز به مدت ۲ هفته، سپس ۵۰ mg در روز به مدت ۲ هفته، و افزایش تدریجی هر ۱ تا ۲ هفته تا دوز نگهدارندهٔ معمول ۱۰۰ تا ۲۰۰ mg در روز در دو دوز منقسم. در مصرف هم‌زمان با القاکننده‌های آنزیمی مانند carbamazepine یا phenytoin، دوز هدف باید بالاتر رود.

valproate: شروع با ۱۰ تا ۱۵ mg/kg روزانه در ۲ تا ۳ دوز منقسم؛ تیتراسیون تدریجی تا نگهدارندهٔ معمول ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ mg در روز (تقریبا ۲۰ تا ۳۰ mg/kg).

۰۳

درمان ترکیبی و تشدید درمان

در کنترل ناکافی با دوز حداکثر قابل‌تحمل یک داروی خط اول، دو رویکرد وجود دارد: تعویض به مونوتراپی دوم (در بی‌اثری کامل) یا افزودن داروی دوم با مکانیسم متفاوت (در پاسخ جزئی). اصل درمان ترکیبی منطقی، ترکیب داروهایی با مکانیسم مکمل و عوارض غیرهم‌پوشان است؛ ترکیب دو مسدودکنندهٔ کانال سدیم (مانند lamotrigine با carbamazepine یا phenytoin) معمولا فایدهٔ افزودهٔ کمی دارد.

ترکیب‌های رایج و مؤثر شامل levetiracetam با lamotrigine و lamotrigine با topiramate است. در افزودن lamotrigine به رژیمی حاوی carbamazepine یا phenytoin، به علت القای آنزیمی، دوز هدف lamotrigine باید تقریبا دوبرابر شود؛ در مقابل، مصرف هم‌زمان با مهارکننده‌های آنزیمی مانند valproate دوز آن را به‌شدت کاهش می‌دهد. اگر بیمار با دو داروی ضدتشنج مناسب (تنها یا ترکیبی، در دوز کافی و با تحمل مناسب) کنترل نشود، صرع مقاوم به درمان مطرح و ارجاع به مرکز فوق‌تخصصی صرع ضروری است.

۰۴

خط دوم و جایگزین‌ها

carbamazepine جایگزینی مؤثر برای صرع‌های فوکال است؛ القای آنزیمی قوی، هیپوناترمی و خطر راش/سندرم استیونس-جانسون (به‌ویژه در حاملان آلل HLA-B*1502) از محدودیت‌های آن است و در صرع‌های ژنرالیزهٔ ابسانس یا میوکلونیک منع مصرف دارد.

phenytoin با پنجرهٔ درمانی باریک و فارماکوکینتیک غیرخطی (تغییر کوچک دوز، تغییر بزرگ در سطح سرمی می‌دهد)، جایگاه محدودتری در درمان مزمن یافته و بیشتر در بارگیری وریدی حین وضعیت صرعی (status epilepticus) یا در محدودیت هزینه/دسترسی کاربرد دارد. عوارض درازمدت آن شامل هیپرپلازی لثه، هیرسوتیسم و کاهش تراکم استخوان است.

topiramate گزینهٔ جایگزین طیف‌گسترده برای صرع‌های فوکال و ژنرالیزه است؛ در بیمار با میگرن همراه یا اضافه‌وزن مزیت افزوده دارد، اما عوارض شناختی (کندی ذهنی، مشکل یافتن کلمه) و خطر سنگ کلیه/اسیدوز متابولیک محدودکننده است. در صرع ژنرالیزه، valproate (بخش خط اول) مؤثرترین گزینه باقی می‌ماند؛ اما در پتانسیل باروری، مگر تحت برنامهٔ پیشگیری از بارداری، باید اجتناب شود — نه فقط در بارداری فعلی.

۰۵

جدول دوز داروها

دارودوز شروعحداکثر/هدفنکته
levetiracetam۵۰۰ mg دو بار در روز۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ mg در روزدر نارسایی کلیه کاهش دوز؛ احتمال تحریک‌پذیری/تغییر خلق
lamotrigine۲۵ mg در روز با تیتراسیون کند۱۰۰ تا ۲۰۰ mg در روز (تا ۵۰۰ در صورت نیاز)با القاکنندهٔ آنزیمی دوز تقریبا دوبرابر؛ خطر راش با تیتراسیون سریع
valproate۱۰ تا ۱۵ mg/kg در روز (۲ تا ۳ دوز منقسم)۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ mg در روز (~۲۰ تا ۳۰ mg/kg)پایش LFT/پلاکت؛ در پتانسیل باروری فقط با برنامهٔ پیشگیری از بارداری
carbamazepine۲۰۰ mg دو بار در روز۸۰۰ تا ۱۲۰۰ mg در روزپایش دوره‌ای سدیم و CBC؛ ممنوع در ابسانس/میوکلونیک
phenytoinتقریبا ۳۰۰ mg در روز (یا بر پایهٔ وزن)سطح سرمی هدف ۱۰ تا ۲۰ mcg/mLپنجرهٔ درمانی باریک؛ تیتراسیون بر اساس سطح سرمی دارو، نه فقط دوز
topiramate۲۵ تا ۵۰ mg در روز۲۰۰ تا ۴۰۰ mg در روزخطر سنگ کلیه و اسیدوز متابولیک؛ کاهش وزن و عوارض شناختی
۰۶

گروه‌های خاص

نارسایی کلیه: levetiracetam و topiramate عمدتا کلیوی دفع می‌شوند و دوزشان باید بر اساس GFR کاهش یا فاصلهٔ دوز افزایش یابد؛ carbamazepine، phenytoin، lamotrigine و valproate نیاز کمتری به تنظیم کلیوی دارند، اما در نارسایی پیشرفته احتیاط لازم است.

نارسایی کبد: carbamazepine، phenytoin، lamotrigine و valproate عمدتا کبدی متابولیزه می‌شوند و در نارسایی کبدی متوسط تا شدید نیازمند احتیاط‌اند (valproate در بیماری کبدی فعال یا میتوکندریایی نسبتا منع مصرف دارد)؛ levetiracetam به دلیل متابولیسم کبدی حداقلی، گزینهٔ ایمن‌تر این گروه است.

بارداری و شیردهی: valproate تراتوژن‌ترین داروی این گروه است (شکاف عصبی-نخاعی، اختلال نوروتکاملی) و در پتانسیل باروری، مگر تحت برنامهٔ پیشگیری از بارداری، باید اجتناب شود؛ نه فقط در بارداری فعلی. topiramate با افزایش خطر شکاف لب/کام، و carbamazepine و phenytoin با سایر ناهنجاری‌های مادرزادی همراه‌اند؛ lamotrigine و levetiracetam داده‌های ایمنی مطلوب‌تری دارند و در زنان با برنامهٔ بارداری ترجیح داده می‌شوند، هرچند سطح lamotrigine در بارداری ممکن است افت کند و نیاز به تنظیم دوز دارد. مصرف اسیدفولیک پیش از بارداری توصیه می‌شود. هر شش دارو در شیردهی با احتیاط و پایش خواب‌آلودگی شیرخوار قابل ادامه‌اند.

سالمند: به دلیل کاهش کلیرانس کلیوی/کبدی و حساسیت بیشتر به عوارض CNS (خواب‌آلودگی، آتاکسی، سقوط)، شروع با دوز پایین‌تر و تیتراسیون کندتر توصیه می‌شود؛ carbamazepine و phenytoin به دلیل تداخل دارویی رایج در این گروه سنی کمتر ترجیح داده می‌شوند و levetiracetam و lamotrigine معمولا انتخاب مناسب‌تری‌اند.

کودک: دوز تمام این داروها بر پایهٔ وزن (mg/kg) تنظیم می‌شود و تجویز/پایش آن ترجیحا با مشاورهٔ نورولوژیست اطفال انجام می‌شود.

۰۷

پایش، تداخل و ارجاع

پایش بالینی (دفترچهٔ ثبت حمله) اصلی‌ترین معیار پیگیری است. برای phenytoin، پایش سطح سرمی دارو (پس از تغییر دوز یا شک به عدم پایبندی) ضروری است؛ برای carbamazepine، بررسی دوره‌ای CBC، آنزیم کبدی و سدیم سرم توصیه می‌شود؛ برای valproate، پایش آنزیم کبدی، شمارش پلاکت و در شک انسفالوپاتی، آمونیاک سرم ضروری است؛ برای topiramate، پایش وزن و بی‌کربنات سرم و برای levetiracetam، پایش عملکرد کلیه و علائم رفتاری اهمیت دارد؛ برای lamotrigine، پایش راش پوستی در ۸ هفتهٔ اول درمان حیاتی است.

carbamazepine و phenytoin القاکنندهٔ قوی آنزیمی‌اند و سطح داروهای هم‌زمان از جمله ضدبارداری خوراکی، وارفارین و سایر داروهای ضدتشنج (به‌ویژه lamotrigine) را کاهش می‌دهند؛ آب گریپ‌فروت سطح carbamazepine را افزایش می‌دهد. topiramate در ترکیب با سایر مهارکننده‌های آنزیم انیدراز کربنیک خطر اسیدوز متابولیک را بالا می‌برد و در دوزهای بالا اثر ضدبارداری خوراکی را کاهش می‌دهد.

نکته بالینی: قطع ناگهانی هر داروی ضدتشنج، حتی در بیمار کنترل‌شده، می‌تواند حملهٔ ریباند یا وضعیت صرعی ایجاد کند؛ قطع یا تعویض دارو همیشه باید تدریجی و زیر نظر متخصص باشد.

موارد ارجاع/هشدار:

  • حملهٔ تشنجی طولانی (بیش از ۵ دقیقه) یا حملات متوالی بدون بازگشت هوشیاری: با اورژانس تماس بگیرید.
  • حملهٔ تشنجی اول بدون تشخیص قبلی: ارجاع فوری به نورولوژی برای ارزیابی، EEG و MRI مغز.
  • بروز راش پوستی گسترده، تاول یا زخم مخاطی پس از شروع lamotrigine یا carbamazepine: قطع فوری دارو و ارجاع فوری.
  • تداوم حمله علی‌رغم دو رژیم دارویی مناسب (صرع مقاوم به درمان): ارجاع به مرکز فوق‌تخصصی صرع برای ارزیابی جراحی.
  • علائم مسمومیت دارویی یا اختصاصی (آتاکسی/دوبینی با phenytoin؛ خواب‌آلودگی، استفراغ مکرر یا زردی با valproate): ارزیابی فوری پزشکی.
  • برنامه‌ریزی بارداری در زن مبتلا به صرع: مشاورهٔ پیش از بارداری با نورولوژیست پیش از هرگونه تغییر دارو.
۰۸

پرسش‌های پرتکرار

۰۱چرا valproate با وجود اثربخشی بالا در صرع ژنرالیزه، برای همهٔ بیماران خط اول نیست؟
زیرا valproate تراتوژن‌ترین داروی ضدتشنج است و در زنان و دختران با پتانسیل باروری خطر شکاف عصبی-نخاعی و اختلال نوروتکاملی جنین را به‌شدت افزایش می‌دهد؛ در این گروه، طبق برنامهٔ پیشگیری از بارداری، lamotrigine یا levetiracetam جایگزین می‌شود.
۰۲آیا پس از یک حملهٔ تشنجی اول باید بلافاصله داروی ضدتشنج شروع شود؟
نه لزوما. طبق تعریف ILAE، آغاز درمان مزمن معمولا پس از دومین حملهٔ بدون عامل تحریک‌کننده توصیه می‌شود؛ در حملهٔ اول، فقط با وجود عوامل خطر بالای عود (ناهنجاری EEG، ضایعهٔ ساختاری در MRI، معاینهٔ عصبی غیرطبیعی) شروع زودهنگام توجیه دارد.
۰۳کدام داروهای ضدتشنج ممکن است در صرع ابسانس یا میوکلونیک حملات را بدتر کنند؟
carbamazepine و phenytoin در این سندرم‌های ژنرالیزه می‌توانند حملات را تشدید کنند؛ گزینه‌های ارجح شامل valproate، lamotrigine و levetiracetam‌اند.
۰۴قطع ناگهانی داروی ضدتشنج در بیمار کنترل‌شده چه خطری دارد؟
حتی در بیمار بدون حمله، قطع ناگهانی می‌تواند حملهٔ ریباند یا وضعیت صرعی ایجاد کند؛ هر تغییر یا قطع دارو باید تدریجی و زیر نظر متخصص باشد.

این‌جا جای نسخهٔ پزشک را نمی‌گیرد

این صفحه یک مرجع آموزشیِ دارودرمانی است؛ تجویز، دوز و مدت درمان باید بر پایهٔ معاینه و شرایط هر بیمار و به‌دست پزشک تعیین شود. خوددرمانی نکنید.

منبع و بازبینی

بر پایهٔ گایدلاین:NICE NG217 (Epilepsies in Children, Young People and Adults)کارآزمایی SANAD II (Lancet, 2021)ILAE، تعریف بالینی عملی صرع (Fisher و همکاران، ۲۰۱۴)

بازبینی علمی: دکتر حمیدرضا خسروآبادی، پزشک — آخرین بازبینی: ۱۴۰۵/۰۶

این راهنما آموزشی و بر پایهٔ گایدلاین‌های معتبر تدوین شده و جای معاینه، تشخیص و نسخهٔ پزشک را نمی‌گیرد؛ دوز نهایی را پزشک بر پایهٔ وضعیت بیمار تعیین می‌کند.